سبکبالان

خرید بک لینک
Post anything (from anywhere!), customize everything, and find and follow what you love. Create your own Tumblr blog today.


سه نوع گل داریم:
یکی توخونه
یکی تو گلخونه
یکی هم اونی هست که

Image result for u202bامید به ایندهu202c




خط خوش روح انسان را جلا میدهد
ببین روی خوش چه میکند

بزرگترین زندان انسان،افکار محدودش است.هرچه تفکرمحدودترباشد،میله های زندان قطورترخواهد بود.


هنر چیست و هنرمند کیست؟ پیراهنی که کهنه می شود اما پاره نمی شود

هنرمند زیبایی ها، شگفتی ها، عجائب و ظرایف این عالم را به ما نشان می دهد. گویی دست قدرت خدا در جان آنان، دقت بینی و ظرافتی قرار داده که از زاویه دیگری به این عالم می نگرند و آن چه را که ما نمی بینیم و نمی شنویم، به ما می شناسانند…
هنر یعنی و جود آدمی . چون هیچ فردی وجود ندارد که با هنر حتی مختصر آمیختگی نداشته باشد و آن را در حواشی زندگی اش ملاحظه ننماید . هنر شکوفایی و کمال استعداد های انسانی است ، هنر به انسان آرامش می بخشد ، روح کنجکاوی ، تحقق و سازندگی را در او بیدار می سازد . فرآیند سازندگی ، خلاقیت ، تولید و آفرینندگی را در وی بوجود آورده ، زندگی اش را قرین خوشبختی و سعادت می نماید ، به طور کلی هنر در تمام ابعاد زندگی ، مستقیم یا غیر مستقیم نقش دارد .

هنر در لغت به معنای کار نمایان و برجسته آمده است و هنرمند یعنی کسی که در یکی از صنایع ظریف مثل نقاشی، موسیقی، تئاتر و … استاد باشد


معانی لغوی هنر و هنرمند:

برخی نیز گفته اند هنر از دو کلمه هو و نر تشکیل شده است؛ به معنی مرد خدا؛ یعنی انسانی که اسماء و صفات الهی را در جان خود برجسته و نمایان کند.

در عربی هنرمند را فنّان نامند؛ یعنی کسی که مجموعه قواعد ویژه یک حرفه را می داند.

همچنین مجموعه وسائلی که انسان برای برانگیختن احساسات و عواطف به ویژه حس زیبایی به کار می گیرد مثل عکس و موسیقی و شعر را فن یا هنر گویند.


کلمه هنر(فنّ) و هم خانواده های آن آمده است:

فنّ یعنی هنر، کار آبرومند، معرفت.

رجل مفنّن؛ یعنی مردی که شگفتی ها و عجائب آورد.

مُفنّ؛ یعنی کاردان، باهوش

فنّان؛ یعنی هنرپیشه و رفتار گوناگون داشتن و بر یک رای نماندن.

افتنان؛ یعنی سخن گوناگون آوردند.

فنّ؛ یعنی گونه، جور، قسم

تفنین؛ یعنی کهنه شدن جامه بدون پارگی

نتیجه: گزاره های زیر در معنای هنر لحاظ شده اند:

نمایاندن، برجستگی، دانایی، الهی بودن، قاعده مند بودن، برانگیختگی حس زیبایی، آراستن، شگفتی، آبرومندی، ذکاوت، در افکندن طرحی نو، ماندگاری


هنر چیست و هنرمند کیست؟ پیراهنی که کهنه می شود اما پاره نمی شود

هنرمند زیبایی ها، شگفتی ها، عجائب و ظرایف این عالم را به ما نشان می دهد. گویی دست قدرت خدا در جان آنان، دقت بینی و ظرافتی قرار داده که از زاویه دیگری به این عالم می نگرند و آن چه را که ما نمی بینیم و نمی شنویم، به ما می شناسانند…
هنر یعنی و جود آدمی . چون هیچ فردی وجود ندارد که با هنر حتی مختصر آمیختگی نداشته باشد و آن را در حواشی زندگی اش ملاحظه ننماید . هنر شکوفایی و کمال استعداد های انسانی است ، هنر به انسان آرامش می بخشد ، روح کنجکاوی ، تحقق و سازندگی را در او بیدار می سازد . فرآیند سازندگی ، خلاقیت ، تولید و آفرینندگی را در وی بوجود آورده ، زندگی اش را قرین خوشبختی و سعادت می نماید ، به طور کلی هنر در تمام ابعاد زندگی ، مستقیم یا غیر مستقیم نقش دارد .

هنر در لغت به معنای کار نمایان و برجسته آمده است و هنرمند یعنی کسی که در یکی از صنایع ظریف مثل نقاشی، موسیقی، تئاتر و … استاد باشد


معانی لغوی هنر و هنرمند:

برخی نیز گفته اند هنر از دو کلمه هو و نر تشکیل شده است؛ به معنی مرد خدا؛ یعنی انسانی که اسماء و صفات الهی را در جان خود برجسته و نمایان کند.

در عربی هنرمند را فنّان نامند؛ یعنی کسی که مجموعه قواعد ویژه یک حرفه را می داند.

همچنین مجموعه وسائلی که انسان برای برانگیختن احساسات و عواطف به ویژه حس زیبایی به کار می گیرد مثل عکس و موسیقی و شعر را فن یا هنر گویند.


کلمه هنر(فنّ) و هم خانواده های آن آمده است:

فنّ یعنی هنر، کار آبرومند، معرفت.

رجل مفنّن؛ یعنی مردی که شگفتی ها و عجائب آورد.

مُفنّ؛ یعنی کاردان، باهوش

فنّان؛ یعنی هنرپیشه و رفتار گوناگون داشتن و بر یک رای نماندن.

افتنان؛ یعنی سخن گوناگون آوردند.

فنّ؛ یعنی گونه، جور، قسم

تفنین؛ یعنی کهنه شدن جامه بدون پارگی

نتیجه: گزاره های زیر در معنای هنر لحاظ شده اند:

نمایاندن، برجستگی، دانایی، الهی بودن، قاعده مند بودن، برانگیختگی حس زیبایی، آراستن، شگفتی، آبرومندی، ذکاوت، در افکندن طرحی نو، ماندگاری.

وجوه تشابه و تمایز علم و هنر

لئوناردو دا وینچی

Leonardo self.jpg
ناملئوناردو دا وینچی
نام اصلیلئوناردو دی سر پیرو دا وینچی
نام(های)
دیگر
لئون دا
زادهٔ۱۵ آوریل ۱۴۵۲
روستای وینچی، فلورانس، ایتالیای کنونی
درگذشت۲ مه ۱۵۱۹ میلادی (۶۷ سال)
آمبواز، پادشاهی فرانسه
ملّیتایتالیایی
رشتهدانشمند و نقاش و مخترع و زیستشناس
آثار برجستهشام آخر
مونالیزا
مرد ویتورین

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘


داوینچی و پایان دنیا لئوناردو داوینچی نقاش ایتالیایی بدون شک مرموزترین نقاش تاریخ است.نقاشی های او و همچنین دست نوشتهایش پر از هشدار به آیندگان است که خواستار جدی گرفته شدن آن ها بوده است.من سعی کردم تو این اپ تطابق طوفان ها تندباد ها و سیلهای امروز را با نقاشی های داوینچی نشون بدم.این آپ حاصل ترجمه سخنان محققان امریکایی و ایتالیایی هست که در این مورد تحقیق کردن پس خواهشا تا حد امکان کپی نکنید و در صورت کپی با ذکر منبع باشه
((قایق ها و تخته هایی که مردان و زنان و کودکان بر رویشان جمع شدند ترس زده از خشم بادهایی که اب را دورادور اجساد غرق شدگان می چرخاند))داوینچی سال 1482
کسانی که اثار او را دنبال می کنند معتقدند نقاشی های او پر از رموز اسرار امیز است.زندگی لئوناردو همزمان با بی ثبات ترین و عجیبترین دوره تاریخ در اروپاست به همین علت او سخنانش را در نقاشی هایش گنجانده است.
در سال 1466 طغیان رود ارام ارنوز فلورانس که داوینچی شاهد ان بود ممکن است لمس چنین تجربه ای در جوانی ذهنش را درگیر اب های خروشان کرد.
داوینچی اثر خود او

انجیل یوحنا:به مدت 40 روز و 40 شب باران بر زمین خواهم فرو فرستاد و هر موجودزنده ای را که خلق کرده ام به همام ترتیب محو خواهم کرد.مشابه این سخن انجیل عهد عتیق در فرهنگ های مختلف امده است. افسانه گیل گمیش بابل نیز به نابودیه نسل بشر به وسیله ی سیل اشاره می کند.در ائین هوپی نیز سیل عامل مرگ فاسدان اعلام شده.برخی مفسرین تمامی این پیش گویی ها را مطابق با طوفان ها وسیل های دنیای امروز می دانند.بسیاری از اثار لئوناردو از جمله شام اخر و مونالیزا پر از پیچیدگی ها و هشدار های مختلف است.در بسیاری از اثار او موی افراد حالت طوفان را به ذهن انسان تداعی میکند با پیچ خوردگی های مشابه که یکی از شاخصه های کاری او بود.
شام آخر

نقاشی شعری است که بیشتر ازاین که احساس شود ، دیده میشود ، وشعر نقاشی است کهبیش از این که دیده شود ، احساس می شود . ( داوینچی )

If da Vinci did to 'The Last Supper' what George Lucas has done to 'Star Wars'

شام آخر

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: می بایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیاش را پیدا کند.

روزی در یک مراسم همسرایی, تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.

کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پر از رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم...!!!

◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘

بوسه ات مرحله ی پر هیجانی دارد!
چشم و ابروت عجب تیر و کمانی دارد!

نکند وارث لبخند مونالیزایی!
که لبت مثل لبش، راز نهانی دارد؟

هُرم آغوش تو یعنی که خدا هم با تو
گاهگاهی هوس خوشگذرانی دارد

کاش تکلیف مرا چشم تو روشن بکند!
که خریدار تو بودن چه زبانی دارد؟

با دوتا بوسه بیا امر به معروف کنیم!
لذتی بیشتر از چشم چرانی دارد

بعد آشوب بزرگی که لبت برپا کرد
چشم تو فتنه ی یک جنگ جهانی دارد!

بوسه ات ولوله انداخته در اندامم
حتم دارم، لبت اکسیر جوانی دارد!

مونالیزا
اثر: لئوناردو داوینچی
محل نگهداری: لوور، پاریس- 06-1503



این صورت با لبخند مرموزش خودش با هنر مترادف شده است و قطعا مشهورترین نقاشی ای است که همهمان میشناسیم و تقریبا تاثیرگذارترین پرتره در طول تاریخ نیز بوده است.



در پس زمینه این نقاشی سه پنجره وجود دارد که اشاره ای نمادین به اعتقاد به تثلیث هستش.سر عیسی مسیح هم در نقاشی درست به موازات پنجره ی وسطی قرار گرفته که می تونه به صورت نمادین اشاره به این مساله باشه.
در میان نقاشی ها لئوناردو سه نقاشی ان چنان برای او اهمیت داشت که تا پایان عمر ان ها را در کنار خود نگه داشت.مونالیزا,باکره و کودک به همراه ان مقدس و جان باپتیست مقدس.
مونالیزا

مونالیزا در عین سادگی بسیار مرموزه.نکته اول اینه که مستقیما به ما نگاه میکنه که خوب برای زنی در اون دوران جسورانه بود و همچنین عکس العمل هم نشون می ده و لبخند میزنه.از خودت می پرسی این زن به چی داره فکر میکنه؟کوه های قرار گرفته در سمت چپ تصویر یه مقدار بی ثباتن انگار دارن تحلیل میرن.نقش هائی از اب هم در نقاشی وجود داره.یه دریاچه در بالا و یکی در پایین داریم.اون بالائیه بالاخره در جایی به سمت چشم انداز موجود سرازیر میشه و امکان طغیان هست.سیلاب های احتمالی در پیچش موهای او نشان داده می شود.
صحت این موارد مورد تائید همه نیست اما بررسی دو نقاشی دیگر ایده های مشابهی را تداعی می کند
باکره و کودک به همراه ان مقدس

در اینجا هم زمینه ی مشابهی را مشاهده می کنیم.آن مقدس نقشی شبیه به جان مقدس رو برعهده داره.اسرار رو میدونه.کودک بره ای را در اغوش گرفته که قراره قربانی بشه.لئوناردو خواسته قربانی شدن مسیح رو به نمایندگی از مجموعه ی بشریت مطرح کنه.آن در واقع داره به این صحنه روحانی نظارت میکنه.این نگاه روحانی در واقع یعنی رستگاری نهائی بشریت به طرز خطرناکی در لبه ی یک صخره(پایین نقاشی)روی داده.کاملا مشخص است که منظور لئوناردو نمایش تقلای بشر در شرف نابودی جهت رستگاری بوده است
جان باپتیست مقدس

بازهم اشکال پر پیچش(موهای او)که بارها در نقاشی های او تکرار شده استفاده شده است.موهای بلند جان مقدس در میان تاریکی که ان را فراگرفته به پایین ریخته است و مشابه اب های خروشان است.
در نهایت انگشت بر افراشته جان مقدس ممکن اسن اشاره به تنها راه نجات باشد.
لبخند مونالیزا ان مقدس و جان مقدس به گونه ای نشون می ده که شاید ماهیتی شگفت اور و غیر قابل توصیف قراره به کمکمون بیاد.
بسیاری اعتفاد دارند که لئوناردو خواسته در این سه نقاشی مفهموم تثلیث در قالب نشانه ها را بیان کند واینکه تثلیث در نگاه او به معنای خلقت تعادل طبیعی و در نهایت نابودی جهان بوده است.
همچنین او نقاشی هایی دارد که مشهور به سیل می باشند.
(تثلیث یکی از اعتقادات بنیادین مسیحیت است که بر اساس آن خدای یگانه در سه شخص خدای پدر، خدای پسر (که در عیسی مسیح تجسم پیدا کرد) و خدای روحالقدس میباشند. این سه ذات یکسانی داشته ولی از هم متمایز میباشند.






ظاهرا داوینچی پایان عمر بشریت را با سیلی عظیم پیش بینی کرده است.ایا پیش گوئی های او و سیل ها و سونامی هایی که امروزه در حال وقوع است و تا 40 سال اینده نیز تشدید خواهد شد اتفاقی است؟چگونه ممکن است لئوناردو در حدود 550 سال قبل بالا امدن سطح اب را بر اساس گرمایش زمین پیش بینی کرده باشد؟به نظر مفسران توجه او به ویرانی توسط اب که در ستایش شده ترین اثارش به چشم می خورد اتفاقی نیست.
((کوه های بلند با وجود فاصله زیادشان با دریا موجب طغیان اب های خروشانند))داوینچی سال 1482(مطابقت این سخن با نقاشی مونالیزا)
علت خلق اثاری تحت نام سیل در 400 سال گدشته معما بوده است.ایا این نقاشی ها هشدار به ایندگان است؟هشدار های دانشمندان مبنی بر خطرات حاصل از گرم شدن زمین هر ساله جدی تر می شود.سطح دریاها در 10 سال گدشته 52 سانتی متر بالا امده است و انتظار می رود این میزان تا قرن اینده تا یک متر بالا بیاید.اقیانوس اطلس تندبدهای بیشتری ایجاد می کند.اقیانوس ارام محل مرگبارترین سونامی هاست.
((شرایط به گونه ای وخیم خواهد بود که مردم مجبور به بالا رفتن از درختان خواهند شد))داوینچی
مفسران بر اساس اخرین اثار به جا مانده از وی معتقدند داوینچی دو دیدگاه مختلف در مورد رستگاری بشر داشته است.نقاشی اخر در میان تاریکی و پیچش موهای جان مقدس نکات امید بخشی دارد.لبخند او و همچنین اشاره انگشت او به اسمان.اما نقاشی های اخر او(سیل)کاملا ناقض این مسئله هستند.دنیایی بدون تعادل که سیل و طوفان ان را از بین خواهد برد.
((صدای ناله از همه سو به گوش می رسد نالهی افرادی که زندگیشان به یغما رفته و لحظات اخر زندگی خود را در عریانی و نا امیدی به سر می برند))داوینچی
داوینچی در پایان عمر خود به علت ترس از اینده بشر دیوانه شد.بسیاری از اثار او پراکنده شدند.شاید پیش بینی های دیگر داوینچی در انتظار کشف شدن هستند.
اما او در مورد وضع اقتصادی کنونی چه نظری داشت؟
((سکه های نامرئی برتری صاحبانش را در پی خواهند دشت))
در مورد زندگی نسل بشر چطور؟
((زندگی های بیشماری از دست رفته و گودال های بیشماری در زمین حفر می گردد))اشاره به سقوط شهاب سنگ ها
لئوناردو داوینچی از زمان خود فراتر بود.شواهد امروز نشان دهنده ی هوش بالای او است.آیا بشریت روش زندگی خود را تغییر می دهد یا به سرعت به سوی اخرزمانی وحشتناک پیش می رود ؟همان گونه که داوینچی ان را پیش بینی کرده است
مونالیزا

مونالیزا معروفترین اثر لئوناردو داوینچی نقاش بزرگ ایتالیایی است که بی شک از شاهکارهای جهان هنر است.این تابلو که بین سال های 1503 تا 1506 با رنگ روغنی کشیده شد به علت لبخند مرموز مونالیزا و سبک نوین باعث شهرت داوینچی شد.
اما در مورد این تابلو اسرار بسیاری وجود دارد که هنوز برخی از انها جوابی ندارند.یکی از این رازها علت خنده مونالیزاست.خنده ی یک زن در زمانی که به شدت زمان خفقان و محدودیت در اروپا حاکم بود کاری شجاعانه است.همچنین شما به هر جایی از نقاشی نگاه کنید خنده مونالیزا را متوجه می شوید ولی اگر به لبان او خیره شوید این خنده محو می شود
راز دوم این تابلو خود مونالیزاست.اساسا اینکه مونالیزا چه کسی بود هنوز مورد بحث محققان است.از نظر عده ای مونالیزا خود لئوناردو داوینچی اما به شکل مونث است.طرفداران این عقیده می گویند که ارواره های مونالیزا مردانه است.اما حدس دوم در این مورد که شاید به واقعیت نزدیک تر باشد این است که گفته می شود صاحب تصویر همسر کسی است که از داوینچی خواسته این نقاشی را بکشد.
تمام شدن یا نشدن این نقاشی هم مورد بحث است.همانطور که مشاهده میکنید مونالیزا ابرو ندارد.از نظر برخی ابروهای مونالیزا هنگام مرمت این اثر پاک شده است. از نظر بسیاری این امر واقعیت ندارد.از نظر ان ها داوینچی هیچگاه این نقاشی را تمام نکرد.وقتی این جمله از داوینچی که((هرگز یک کار را تمام نکردم))میخوانیم این ایده بیش تر قوت میگیرد.حتی یکی از هم دوره ای های لئوناردو به نام جورجو واساری گفته است که این اثر نیمه تمام است.
زمینه ی نقاشی که ایده های سیل و تمام شدن دنیا را تداعی میکند(در پستی که مربوط به این مورد بود توضیح دادم)به همراه هم رنگ بودن لباس مونالیزا با زمینه از راز های دیگر است.
دست های مونالیزا نیز به گفته بعضی در محل کنونی نبوده و دست چپ در جایی به غیر از محل کنونی کشیده شده.اقای کوته که یک مهندس است با دوربینی 240 مگا پیکسلی عکس های متعددی از این اثر انداخته و معتقد است محل اولیه مچ دست چپ روی شکم مونالیزا بوده.
نور پردازی اثر که سعی در برجسته کردن دست ها و صورت را دارد و نگاه مونالیزا که دقیقا به کجا نگاه میکند از سایر رازهای این نقاشی است.
پل پشت شانه سمت چپ مونالیزا از نظر بسیاری همان پل شهر بورونو است که سالانه بسیاری از ان بازدید میکنند
در نقاشی کوچکترین اثری از حرکت قلم نیست.این که چگونه داوینچی رنگ ها را روی بوم کشیده شده است معلوم نیست.
سرآغاز کشیده شدن نقاشی:بر اساس گفته ها تاجر معروف فلورانسی فرانسیسکو بارتولومئو از داوینچی خواست که پرتره همسر سوم خود جراردینو دل جیوکوندو را بکشد.اما این نقاشی هیچگاه به دست این تاجر نرسید.به گفته برخی این امر به علت نا تمام ماندن و به گفته ی برخی دیگر به علت علاقه داوینچی به ای اثر بود.داوینچی این اثر را پس از ورود به فرانسه به شاه فرانسیس اول فروخت و پس از ان این اثر در شهر های مختلف به نمایش گذاشته شد و پس از انقلاب کبیر فرانسه به محلی که هم اکنون هم در ان قرار دارد یعنی موزه لوور پاریس منتقل شد.این اثر در موزه لوور تحت تدابیر شدیدی نگه داری می شود و از جمله اثر هایی است که در این موزه یک اتاق را به خود اختصاص داده است

محل نگه داری مونالیزا در لوور فرانسه
اما در مورد سایر دانستنیها در مورد این اثر گفت که این اثر چندین بار دزدیده شده است و در یکی از این موارد دزدی که ایتالیای بود ان را ربود و پس از دوسال این تابلو در زادگاه خود یعنی شهر فلورانس ایتالیا پیدا شد و به موزه بازگردانده شد.


جای خالی مونالیزا در دیوار موزه
به روی این اثر اسید پاشی(یا سنگ اندازی) نیز شده است.با اینکه این تابلو مرمت شده و به نظر بدون ایراد است اما قسمتی از آستین لباس مونالیزا در بخش پایینی نقاشی از بین رفته است.
پس از منتشر شدن رمان راز داوینچی اثر دان براون و ساخت فیلم و سریالی به این نام تحقیقات بر سر اینکه مونالیزا چه کسی است شدت گرفت.اخرین این تلاش ها به سال گذشته بر میگردد.سیلویو وینچنیتی مسئول کمیه ارزش گذاری تاریخی در مصاحبه ای اعلام کرد چندین اسکلت در صومعه ای در فلورانس کشف شده که ممکن است به این نقاشی مربوط شود.
برخی کارشناسان با تایید سخنان وینچنیتی اعلام کردند که پس از سال 1500 میلادی فقط دو زن در این صومعه دفن شدند که نام ان دو نفر مونالیزا جراردینی(از خانواده دل جیوکوندو)و مارا دل ریکو است.
اما خطای دید این نقاشی نیز مورد مناقشه است(شما از هر جای نقاشی به مونالیزا نگاه کنید متوجه نگاه مونالیزا به خودتون میشید).یک هنرمند اهل ایتالیا نیویورکی ادعایی در مورد خطاهای دیداری و ادراکی مطرح کرده که تا الان مورد توجه قرار نگرفته.به گفته این دانشمند در پس زمینه این نقاشی سر شیر میمون و بوفالو وجود دارد که با چشم غیر مسلح دیده نمیشود.البته او گفته که زمانی که بتوانیم زاویه دید خود را با نقاشی هم سطح کنیم میتوان تا حدودی این حیوانات را دید.



لودويک وان بتهوون

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

شب مرگ «ولفگانگ آمادئوس موتسارت» (آهنگساز اتریشی، از نوابغ مسلم و موسیقی دان بزرگ کلاسیک دنیا) بسیار تاریک و توفانی بود، در مراسم تشییع جنازه ی او، سه، چهار نفری از دوستانش آمده بودند که آنها هم از همان آغاز کار به خاطر توفان شدید برگشتند، اما سگش تا پایان او را تنها نگذاشت. موتسارت حدود یک ساعت پس از نیمه شب پنجم دسامبر سال ۱۷۹۱ درگذشت و مرگ او بر اثر مواد سمی بود و بسیار مشکوکانه به نظر می رسید، شش ماه قبل از مرگ خودش گفته بود: می دانم، میدانم باید بمیرم. به همین دلیل نوشتن آهنگ «Requiem» را از من درخواست کردهاند؛ من دارم این آهنگ را برای خودم مینویسم.

پیکر او را در همان شب ۵ دسامبر، به یک گورستان گمنام بردند و با بی احترامی تمام در خاک سُراندند. در حالی که جهان موسیقی می رفت تا با وجودش سر به خورشید بساید.


لودويک وان بتهوون در شهر بُن از شهرهای آلمان . يوهان پدر بتهوون خواننده بود و در دربار کلن کار می کرد. يوهان بتهوون را از چهار سالگی به پيانو آشنا کرد وتا ۹ سالگی همه قواعد را که از موسيقی می دانست به وی آموخت. بتهوون در ۱۲ سالگی به عضويت ارکستر درابر کلن انتخاب شد.

در سال ۱۷۸۷ ميلادی در سن ۱۷ سالگی به وين رفت و در آنجا به حضور موتسارت رسيد و از او چندين درس موسيقی فرا گرفت. چندی بعد مادرش مرد. لذا او تحصيل موسيقی را قطع کرد به بن برگشت ولی دفعه دوم که بتهوون توانست به وين برود، موتسارت مرده بود که بعد از موتسارت بزرگترين آهنگساز وين، هايدن بود که در نزد او مشغول به تحصيل موسيقی شد و به مجالس اشراف راه يافت. در سال ۱۷۹۴ پرنس ليخونسگی او را به قصرش برد، بتهوون دو سال نزد پرنس بود. بزرگترين حادثه عشقی بتهوون اين بود که در سی سالگی به دکسترسی با نام جوليا خويجياری دل باخت و سونات که بعدها به نام سونات مهتاب معروف شد برای او ساخت.

بتهوون از آن مردانی بود که سعی ميکرد احساسات و حب و بغض خود را تعديل کند يا مخفی نگهدارد. محيط اشرافی و تشريفات معمول آن زمان به نظر بتهوون زايد بود، با اينکه از کليه رسوم درباری آگاه بود ولی کمتر رعايت می کرد. يکی از مهمترين عامل بدبينیهای بتهوون سنگينی گوش او بود، وقتی که در سن ۳۳ سالگی احساس کرد که نمی شنود و نمی تواند ساخته های خود را بيان کننده احساسات او بودند درک کند، تحمل زندگی برايش مشکل شد.

نخستين اثر بزرگ بتهوون سنفونی شماره ۳ بود. در سال ۱۸۰۴ نخستين اپرای بتهوون به نام فيدليو با موفقيت روبرو شد، سنفونی چهارم و پنچم و ششم را در همين سالها به وجود آورد تا اينکه در سال ۱۸۱۹ به کلی کر شد و ارتباطش با دنيای اصوات قطع شد.

در سال ۱۸۲۳ با همه بدبختیها و عليرغم کری، بتهوون سنفونی نهم (کورال) و ميساسولميسيس دو اثر بزرگ خود را در موسيقی سنفنيک و آوازی ايجاد کرد و اين آهنگها يک افتخار ابدی برای او باقی گذاشتند. بتهوون از شدت تنگدستی می خواست سنفونی نهم را در ازای ۵۰ ليره به انجمن فيلارمونيک لندن بفرشد. در سال ۱۸۲۶ بتهوون بيمار شد، ناچار شدند او را تحت عمل جراحی قرار دهند ولی حال او بهتر نشد و بلاخره در ۲۶ مارس ۱۸۲۶ چشم از جهان فرو بست.

استاد کمال الملک زنگی و آثار


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


ما را در سایت نکته های ادبی - تاریخی وهنری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: جمعه 5 شهريور 1400 ساعت: 17:59

صفحه بندی